|
خداحافظ IranASP.NET!
توسط : ساسان یگانگی (6/7/1384)
داشتم میرفتم ديدم بدون خداحافظی
بی معرفتی است. با "مقاله" شروع کردم، با "مقاله" هم به پايان میبرم. اگر دنبال مطلب
فنی هستيد، اين مقاله آخر را نخوانيد. اگر میخواهيد بدانيد که چرا میروم، اين گفتار
کوتاه را بخوانيد.
سايتها آنلاين میميرند.
از آبان 80 تا آبان 84. چهار سال عمر برای يک وب سايت، عمر زيادی نيست. کم هم نبود.
در دنیای ديجيتال عمرها هم بمانند صفر و يکها، سريع میگذرند و به اندازه همان صفر
و يکها کوچک هستند. و چهار سال دوام آوردن همه توان من بود. يکه و تنها در پستوی انديشه
خود شروع کردم و به زودی همرهانی از راه دور من را همراهی و تشويق و تحسين کردند. کاری
از دل بود لاجرم بر دلها نشست. خود ياد میگرفتم و سپس زشوق ياد گرفتن آن را در اختيار
ديگران قرار میدادم. کاری نو بود در وبستان ايرانی-فارسی و لقب اولين به آن دادند.
اگر چه ديگرانی به نيکی همان راه رفتند اما آن لقب از آن خود دانستند. مبارکشان باد.
هرچه بواسطه اين القاب در جيب ما رفت چند برابرش در جيب آنها باشد!
میخواستم کاری کنم بدون محاسبه سود و زيان و کردم آن چه دل میگفت و عقل را مجال ندادم.
خود سيراب گشتم و برخی هم جرعهای از آن برگرفته و در پايان آنچه برايم باقی مانده
همگی سود است. اما نه سودی از جنس سکه و اسکناس! برعکس هر آنچه که زيان بود از جيب
بود که البته از اول هم قرار بر محاسبهاش نداشتهام.
اگر ياری دوستان و همرهان نديده و نشناختهام نبود، همين بضاعت اندک نيز حاصل نمیشد.
جا دارد بدون آوردن نام، از تک تک آنها قدردانی کرده و خسته نباشيد بگويم.
اگر حمايت ميزبان خوبم ايران ميزبان (سازين سابق) نبود پيش از اينها بريده بودم. ميزبانی
که به حق، حق ميزبانی را ادا کرد و اين مهمان چهار ساله را به حد اعلايش پذيرايی نمود.
اگر نبود تشويقها، تشکرها، تحسينها و دلگرمیهای شما، پيش تر از اينها کار را وانهاده
بودم. و اگر نبود صبر و حوصله و ياری يار هميشگیام، همسرم، اين چهار به يک هم نرسيده
بود.
اينک پس از اين مدت، ديگر نه توانی برای ادامهاش دارم، نه وقتی و نه انگيزهای. کار
ناقص و نيمه تمام را هم هيچ وقت نپسنديدهام. مهمتر انگيزه است که اگر بود توانش هم
جور میشد.
قصد بازگشت به عزلت انديشه خود کرده و مطاعی بيش از اين جهت عرضه نداشته و توان در
معرض بودن بيش از اين را ندارم.عقل بر دل چيره گشته، توان و زمان تحليل رفته و عنان
به سوی ديگر کشيده شده. باشد تا شايد دوباره شاهد ظفر دل باشم يا به گونهی ديگری به
درآيم. اگر باز به درآمدم در خدمتتان خواهم بود. در غير اين صورت عذر همه کاستیها
که کم هم نبود بر من ببخشيد.
هر آمدنی رفتنی دارد اما بدانيد که راه باز است و ديگرانی خواهند آمد و رفت و توشهای
همراه خواهند برد. شما هم سعی کنيد رونده باشيد و بيائيد و برويد. ماندن بر کنار جاده
جز گرد و غبار روندگان شما را حاصلی نخواهد بود.
یا حق
ارادتمند شما
ساسان يگانگی
پی نوشت :
این مقاله به اینجا ختم نشد و پیرو
آن عکس العمل بیش از 50 تن از علاقه مندان به سایت IranAsp.Net را به همراه داشت.
اما سهم من (علیرضا اسم رام) از آن هیچ بود!
ادامه ...
|